رویارویی اجتنابناپذیر خلافت و امارت
سرانجام
تردیدها و شبهاتیکه دربارۀ اختلاف میان «امارت اسلامی» و «خلافت اسلامی» وجود
داشت، با نامهای روشن شد که از سوی رهبری طالبان خطاب به ابوبکر بغدادی، رهبر
گروه موسوم به دولت اسلامی یا داعش فرستاده شده است. بهرغم همسویی میان طالبان
و داعش در این نامه و خطابشدن فرماندهان داعش بهعنوان «مجاهدین»، این نامه حکایت
از رویارویی میان این گروه جهادی دارد. هرچند در ماههای اخیر گزارشهایی دربارۀ
رویارویی خونین میان این دو طرف منتشر شده بود و مقامهای دولت افغانستان و ایالات
متحده از حضور داعش در کشور خبر داده بودند، ولی این نخستین اظهارنظر رسمی طالبان
است که حضور داعش و نگرانی «امارت» از رویارویی با «خلافت» را آشکار و برآفتاب میکند.
نامۀ هشدارآمیز توأم با نگرانی و هراس طالبان از گشایش جبهۀ موازی «جهادی» توسط
داعش در افغانستان، نشان از آن دارد که گشایش جبهۀ جنگ جدیدی در کشور اجتنابناپذیر
است. این جنگ شبیه درگیریهایی خواهد بود که پس از فروپاشی حکومت دکتر نجیب در دهۀ
هفتاد خورشیدی میان گروههای متخاصم مجاهدین شروع شد و پیامدهایی را به دنبال داشت
که با گذشت 14 سال از پایان فروپاشی رژیم طالبان، هنوز ویرانیهای ناشی از
رویارویی جهادیها و آسیبهای اجتماعی و روحی آن از ابعاد مختلف زندگی انسان افغان
رخت برنبسته و با گذشت زمان بر دامنۀ آن افزوده میشود.
در
متن این نامه آمده است: «نه اینکه خدایناکرده از جای دور، چنان تصامیمی اتخاذ
کنید که در اینجا مایۀ ناراحتی و ناخشنودی بزرگان مجاهدین، علمای دین و هزاران تن
مجاهدین مصلح و سبب ازبینرفتن محبت و اخلاص آنان نسبت به شما شود و امارت اسلامی
در اینجا برای دفاع از دستاوردهای خود» واکنش نشان دهد. این متن خیلی روشن است و
حکایت از نگرانی جدی ازدسترفتن «امارت ملای تکچشم» دارد. تضادهای فکری میان این
دو جریان جهادی خیلی آشکار است. گروه طالبان همۀ هموغمش احیای «امارت اسلامی» و
قبضۀ قدرت در افغانستان است، در حالیکه داعش در پی احیای خلافت است. شرط خلافت،
وابستگی تباری خلیفه به قریش است. در چنین وضعیتی و در بهترین حالت، ملاعمر و
رهبران طالبان اگر توانی را برای بهدستگرفتن قدرت در افغانستان داشته باشند،
تبدیلشدن آنها به والی ابوبکر بغدادی با تبار قریشی است که آرزوی گسترش خلافت در
میان همۀ «امت اسلامی» را در سر دارد.
مسئلۀ
دوم، سازگاری یا در واقع تلاقی منافع مشترک میان گروههای تندرو و سازمانهای
اطلاعاتی/استخباراتی منطقه و فرامنطقه در افغانستان است. این همسویی و سازگاری
منافع سبب میشود تا توان تصمیمگیری مستقلانه و پیشگرفتن راهی را که خودشان میخواهند،
از آنها بگیرد. خیلی دور نرویم؛ تلاقی منافع میان گروههای مجاهدین با کشورهای
منطقه سبب شد تا این گروه به دامی بیافتد که در نتیجۀ آن افغانستان به میدان
رقابت منطقهای سازمانهای استخباراتی تبدیل شد که هرکدام گروههای متحد خود را در
افغانستان داشتند که به نیابت از آنها و برای تحقق منافع سیاسی و اقتصادیشان
بجنگند. رویارویی مجاهدین و شکستشان در تشکیل حکومت متقدر، سبب بهمیانآمدن و
شکلگیری گروه طالبان و در نهایت رژیم طالبان شد. طالبان در دهۀ 70 با استفاده از
اختلافات و تشتت میان گروههای مجاهدین آنها را از قدرت به زیر کشیدند. در نامۀ
طالبان به خلیفۀ داعش نیز چنین مسئلهای بازتاب یافته است و هراس آنها از قدرتگیری
داعش در افغانستان، گرفتارشدن در سرنوشت مختوم مجاهدین است. بنابراین، تصور اینکه
داعش پادزهری برای طالبان باشد، خیلی دور از ذهن نیست.
از
زمان بهقدرترسیدن چپگراها در افغانستان و حمایت مستقیم نظامی شوروی سابق از آنها،
عصر تکتازیها و تلاش مجاهدین برای تداوم قدرتشان، یک واقعیت مسلم وجود دارد؛
اینکه با گذشت زمان وسعت خشونتورزی بیشتر شده و ابعاد گستردهتری به خود گرفته
است. از زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، جنگهای داخلی، حکومت جهادی، امارت
طالبانی و در نهایت در 14 سال گذشته، از خشونتورزی کاسته نشده، بلکه این روند سیر
صعودی داشته است. تباهی و ویرانی به مرور زمان بیشتر شده و در میان جامعه به اشکال
مختلف ریشه دوانیده است. گسترش خشونت سبب شده که هیچ حدومرز انسانی در رفتارها
باقی نماند و شیوههای خشونتورزی به میزان غیرمنتظرهای افزایش یابد.
به
نظر میرسد طالبان به این درک رسیدهاند که جامعۀ افغانی ویژگیای را در خود
پرورانده که به صورت بالقوه و به سادگی به میدان رقابتهای بیرونی تبدیل میشود. اینکه
طالبان میگوید: «خصوصیت محیط افغانی چنین است که همیشه درگیر اختلافات و نزاع
داخلی میباشد، و اگر قیادت واحد و صف واحد باشد، احتمال اختلافات داخلی از بین میرود»،
حکایت از نگرانی جدیای دارد که در میان بخشهای مختلف رهبری طالبان رخنه کرده
است. بنابراین، نباید تردید کرد که داعش به میدان آمده تا بساط امارت «ملای تکچشم»
را بربندد؛ ولی آنچه هنوز محل شبهه است، این است که تومار داعش به دستان چه کس
یا کسانی برچیده خواهد شد.
نظرات
ارسال یک نظر