کشتار هزارهها در قرن بیستم
بر مبنای تعریفیکه از نسلکشی در کنوانسیون منع جرم و مجازات نسلکشی بیان شده، ستمیکه دستکم از دوران لشکرکشی عبدالرحمان خان بر سرزمین و مردم هزاره روا داشته شده، مصداق بارز این نوع جنایت است. در تعریف نسلکشی در این سند بینالمللی که در سال 1948 در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید، هدف عاملان نسلکشی، رویدستگرفتن اقدامات و برنامههای هماهنگی است كه هدف آن، ٌنابودی بخش یا تمامیت یك گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی است. این اقدامات شامل كشتن، واردکردن صدمات جسمی یا روحی شدید، تحمیل عمدی شرایط خاص زندگی با هدف نابودی فیزیکی، تحمیل اقداماتی جهت جلوگیری از زاد و ولد و انتقال اجباری كودكان گروه خاص به گروهی دیگر میشود.
در اینجا، حوادثی را به شکل خلاصه مرور میکنیم که هدف اصلی آن گروه قومی هزاره بوده است: هرچند در برنامه ویژهای هدف عبدالرحمان از جنگ با هزارهها را بررسی کردهایم، اگر تا به حال ندیدهاید برای اینکه موضوع را بهتر درک کنید آن برنامه را نیز حتما تماشا کنید. با اینحال، از آنجا که نسلکشی هزارهها از دوره عبدالرحمن آغاز شده و تا به امروز ادامه یافته است، به رویدادها دهه 1890 میلادی اشاره گذرا میکنیم. بر اساس بررسی اسناد و مدارک، از جمله دستنوشتههای فیضمحمد کاتب هزاره، مؤرخان به این نتیجه رسیدهاند که در جریان سهسال لشکرکشی عبدالرحمان بر سرزمین هزاره، از 600هزار خانوار جمعیت آنروز این گروه قومی، حدود 62درصد آنان از بین رفته و سرزمینهای مرغوبشان، به ویژه در ارزگان، هلمند و قندهار به اقوام پشتون توزیع شد. عبدالرحمان مورد حمایت مستقیم امپراتوری انگلیس بود و سالانه اسلحه و پول از دولت لندن دریافت میکرد. در جریان این نسلکشی هزاران زن، مرد و کودک هزاره در بازارها بردهفروشی فروخته شدند و از سرهای بریده قربانیان، کلهمنارها ساخته شد تا ترس و وحشت در میان مردم ایجاد شود.
در گزارش دیدبان حقوق بشر آمده که عملیات افشار در ساعات اولیه روز 11 فبروری از طرف نیروهای جمعیت با توافق حزب حرکت برای انجام آن، راهاندازی شد که هدف آن تسلط بر کوه افشار بوده است. نیرهای جمعیت و اتحاد سیاف حملات موشکی و راکتی را بر منطقه غیرنظامی و خانههای مسکونی راهاندازی کردند. در فیلمهاییکه از آن زمان منتشر شده، فردی از شبهنظامیان سیاف دیده میشود که با خون قربانیان روی دیوار مینویسد، یادگاری گلآغا. در حادثه افشار، هزارهها به عنوان یک گروه قومی هدف قرار گرفتند به این علت که حزب وحدت نیز مربوط به هزارهها بود.
در 22 حوت
1373، برابر با سیزدهم مارچ 1995، عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت و هشتتن از
همراهانش که از طرف گروه طالبان به هدف گفتوگو به ولسوالی چهار آسیاب دعوت شده
بودند، مورد خیانت قرار گرفتند و ترور شدند.
دیدبان
حقوق بشر، در گزارش مفصل زیر عنوان «کشتار گروهی مزارشریف» حوادثی را مستند کرده
که در ماه اگست سال 1998 در مزارشریف اتفاق افتاد. ارقام متفاوتی از قربانیان حمله
طالبان بر شهر مزارشریف منتشر شده که بین 2هزار تا 15هزار غیرنظامی برآورد شده که
اکثر آنان هزارهها بودند. همچنین در خزان سال 1998 در جریان جنگ برای کنترل بر
ولایت بلخ، دهها غیرنظامی هزاره در روستای قزلآباد سربریده شدند. بیشتر هزارهها
در تابستان 1377 در مناطق عمدتاً هزارهنشین سیدآباد و علیچوپان جان باختند و
هزاران نفر دیگر به عنوان اسیر در هوای گرم داخل کانتینرها در جریان انتقال به
قندهار جان باختند. به روایت احمدرشید، روزنامهنگار معروف پاکستانی، ملا منان
نیازی، از فرماندهان جنگ مزارشریف در بلندگوهای مسجد در آن زمان اعلام کرد: «هزارهها
مسلمان نیستند یا مسلمان شوند و یا افغانستان را ترک کنند، در غیر اینصورت کشته میشوند.
هر کجا که بروند دستگیرشان میکنیم. اگر به زیر زمین بروند و پنهان شوند، از موهایشان
بالا میکشیم.»
در دوره زمانی از سپتامبر 1998 تا می 1999، صدها غیرنظامی در شهر بامیان و ولسوالی یکاولنگ از طرف طالبان سر به نیست شدند. بنابر آماریکه وبسایت هزاره نت بر اساس اسناد گردآوریشده به وسیله مرکز هماهنگی افغانستان منتشر کرده، دستکم 512 غیرنظامی در این جریان از طرف شبهنظامیان طالبان قتلعام شدهاند. در گزارش بیبیسی نیز از این حوادث زیر عنوان پاکسازی قومی یاد شده است.
در سالهای
1999 و 2000 میلادی صدها مسافر غیرنظامی بیگناه، از طرف افراد مسلح که هیچگاه
هویت آنان مشخص نشد، در جریان حاکمیت اول گروه تروریستی طالبان در منطقه موسوم به
«کَندِی پشت» در جایی میان ولسوالی شاهجوی و قلات، مرکز زابل، از موترها پیاده و
سر به نیست شدند. به روایت نجاتیافتگان، گودالها و چاههایی در فاصله کوتاهی از
جاده عمومی وجود داشت که قربانیان پس از تیرباران به داخل آنان انداخته میشدند.
به این ترتیب صدها هزاره در این مکان جان باخته که هیچگاه پیکر آنان شناسایی و
پیدا نشد که آمار دقیقی از این قربانیان وجود ندارد.
و آخرین
مورد را که در این بخش گنجاندهایم، بازهم مربوط به دوره سیاه حاکمیت گروه
تروریستی طالبان در سال 2000 است که در ولایت بغلان اتفاق افتاد. این حادثه که در
کوتل رباطک اتفاق افتاده، توسط سازمان دیدبان حقوق بشر نیز مستند شده است. بنابر
گزارش این سازمان، قتلعام سال 2000، در گذرگاهی میان بغلان و سمنگان رخ داده که
پیکر دستکم 31 نفر در بخش شمالغربی این کوتل یافت شده بود. از این تعداد، 26 تن
آنان غیرنظامیانی از ولایت بغلان، مربوط به گروه قومی هزاره با هویت مذهبی شیعه
اسماعیلی شناسایی شدند. آنان حدود 4ماه پیش بازداشت شده و پیش از قتل شکنجه شده
بودهاند. این افراد توسط طالبان کشته شده بودند و اجساد آنان در منطقه موسوم به
«هزاره مزاری» یافت شدند.
یافتهها و مستندات، همچنین گفتوگوی سازمانهای دفاع از حقوق بشر، از جمله دیدبان حقوق بشر با بازماندگان قربانیان تأیید میکند که در جریان بازپسگیری ولسوالی یکاولنگ، در اول زمستان 1379، برابر با 15 جنوری 2001، نیروهای شبهنظامی طالبان، عملیات کشتار هدفمند باشندگان روستاهای نَیَک، درهعلی و اطراف بازار مرکز ولسوالی را به راه انداختند که در نتیجه دستکم۳۸۰ تن به گونه بیرحمانه سلاخی شدند. بدن قربانیان برای چندشبانه روز روی برفها باقی مانده و در کنار آن سیاست زمین سوخته نیز اجرا شد که شامل آتشزدن خانهها، دکانها و اموال مردم میشد.
نسخه ویدیویی این مطلب در کانال یوتیوب آیینه زمان
مروری بر کشتار هدفمند هزارهها در قرن بیستم
منابع:
Blood-Stained
Hands: Past Atrocities in Kabul and Afghanistan’s Legacy of Impunity | HRW
https://www.afghan-web.com/biographies/biography-of-abdul-ali-mazari/
https://www.hazaragenocide.com/afghanistan/
https://www.hrw.org/report/1998/11/01/afghanistan-massacre-mazar-i-sharif
x
نظرات
ارسال یک نظر