پنتاگون کوچک و مسئولیتهای بزرگ
ساختمان جدید وزارت دفاع افغانستان که از سوی وزارت دفاع
آمریکا با هزینۀ 160میلیون دالر ساخته شده، روز گذشته رسماً بهرهبرداری شد. از
همین جهت این ساختمان «پنتاگون کوچک» لقب گرفته است. ساختمانی که با امکانات عصری
مجهز است و گنجایش 2500 نفر را دارد. در مراسم بهرهبرداری این ساختمان، شماری از
مقامهای حکومتی و نیروهای بینالمللی، از جمله اشرف غنی، رییسجمهور کشور و جنرال
جان کمبل، فرمانده نیروهای ائتلاف حضور داشتند. آقای غنی در سخنانش مسایلی را مطرح
کرد که نیازمند درنگ بیشتر است:
یکم: رییسجمهور غنی ضمن قدردانی از فرمانده نیروهای ائتلاف،
از تحویلدادن هواپیماهای جنگی وعده دادهشدۀ ایالات متحده به افغانستان خبر داد.
گفته شده است که این «هواپیماها
از نوع A۲۹» هستند و توانایی حمل بمبهای سبک و امکان نصب توپ و
ماشیندار را دارند. آنچه در این زمینه اهمیت دارد، تعهدات و الزاماتی است که
ایالات متحده براساس «قرارداد همکاریهای امنیتی و دفاعی» باید به آنها عمل کند.
در بخشی از این توافقنامه که در روزهای اول کاری حکومت وحدت ملی به امضا رسید،
ایالات متحده تعهد کرده تا «در همکاری و هماهنگی نزدیک و براساس توافق افغانستان، به
هدف کمک به توسعه ظرفیتهای نیروهای دفاعی و امنیتی ... تأمین امنیت تمام مردم،
طبق توافق مشترک ... فعالیتهای مشورتی، آموزش، تجهيز، حمايت و تقویت پایدار نيروهای
دفاعی و امنيتی ملی افغان را انجام دهد.» از دیگر بخشهای این توافقنامه که
ایالات متحده ملزم به اجرای آن است، «ایجاد و ارتقای سیستم» حملونقل نیروهای
دفاعی و «تقویت تواناییهای نیروهای هوایی افغانستان» است.
پس از خروج اکثر نیروهای بینالمللی از افغانستان در پایان
سال گذشتۀ میلادی، عملاً بار سنگین پیشبرد جنگ با تروریسم و شورشیان در مناطق
مختلف کشور، بر دوش نیروهای پولیس و ارتش کشور افتاده است. بهرغم آنکه از زمان
امضای این قرارداد بیش از یک سال میگذرد، ولی عملاً بخشهای خیلی ناچیز از آن
اجرایی شدهاند که شامل پیشبرد آموزش، مشوره و تجهیز با اسلحۀ سبک این نیروهاست.
پیش از خروج نیروهای بینالمللی از کشور، آنها با تجهیزات سنگین و پیشرفتۀ نظامی
و اطلاعاتی مجهز بودند که با آنها کارزار مبارزه با تروریسم و فرونشاندن شورش را
در افغانستان به پیش میبردند. این نیروها هنگام بیرونرفتن از افغانستان،
تجهیزات و ابزارهای پیشرفتۀشان را نیز با خود بردند و ارتش و پولیس کشور ماندند و
عالمی از دشواریها در میدان جنگ. عمدهترین کمبودی که در حال حاضر نیروهای
امنیتی آن را احساس میکند، نبود پوشش هوایی است. درگیربودن نیروهای امنیتی در
چندین جبهه و در برخی موارد تحمل شکست و عقبنشینی، بیشتر ناشی از این است که در
کمترین فرصت ممکن و در زمانی که بیشترین نیاز وجود دارد، به نیروهای امنیتی
تجهیزات و امکانات لازم نمیرسد. این مسئله سبب شده تا تلفات نیروهای امنیتی به
میزان چشمگیری بالا برود.
جنگ نفسگیر و طولانی در ولایتهای کندز و اخیراً در هلمند
ثابت کرد که برای مقابله با اردوی ترور، وحشت و خشونت، نیروی زمینی به خودی خود
دشوار است که کاری از پیش ببرد. در 14 سال گذشته به دفعات ثابت شده که جنگ با
تروریسم بدون پشتیبانی هوایی اگر نگوییم ممکن نیست، بهشدت دشوار است. در بیش از
یک دهۀ گذشته، بهرغم آنکه نیروهای ارتش کمبود اسلحۀ سنگین را در همۀ جبهات جنگ
احساس میکردند، ولی در تدارک آن کار کمتری انجام شده است.
شانه خالیکردن متحدان بینالمللی، بهویژه ایالات متحده از
عملیکردن تعهداتشان، پرسشهایی را خلق میکند؛ اینکه آیا مشکل در افغانستان
وجود دارد؟ یا ایالات متحده عملاً نمیخواهد شاهد نیروی امنیتی قوی افغانستان
باشد؟ با وجود اینکه افغانستان نزدیکترین شریک استراتژیک خارج از ناتو برای واشنگتن
خوانده شده، اما در عمل، هنوز نیازهای فوری نهادهای امنیتی برآورده نشده است. تعلل
واشنگتن زمینه را برای طرح پرسشهای زیادی هموار میسازد. قرار بود که هواپیماهای
جنگی نیروی هوایی افغانستان خیلی مدتها پیش تحویل داده شوند، اما اینکه چرا تحویل
این تجهیزات به تأخیر افتاده، زیاد روشن نیست. مدرک دیگری که عدم صداقت واشنگتن را
تأیید میکند، تحویل هواپیماهای فرسوده بود که پیش از رسیدن به افغانستان از کار
افتادند و اوراق شدند. واشنگتن نیاز دارد تا ذهنیتهای منفی را که با این اعمالش
در میان مردم خلق کرده، با نشاندادن صداقت و اجراییکردن تعهداتش، از میان
بردارد.
دوم: درخواست همکاری مردم، جامعۀ مدنی و رسانهها با
نیروهای امنیتی تکرار یک امر بدیهی است. یکی از بخشهایی که در 14 سال گذشته
همواره حمایت و پشتیبانی بخشهای مختلف جامعه، از جمله رسانهها را با خود داشته،
نیروهای امنیتی کشور بوده است. رسانهها در موارد متعددی همدلیشان را با مدافعان
کشور نشان دادهاند. به نظر میرسد که مشکل در نبود حمایت مردمی نیست. این سخنان
آقای غنی از این جهت نیز موضوعیت ندارد که گزارشهای کمیتههای حقیقتیاب رخدادهای
کندز و جلریز تأیید میکنند که وقوع فاجعه ناشی از نبود هماهنگی در میان رهبران
سیاسی و تصمیمگیرنده بوده است، نه نبود پشتیبانی مردمی یا روحیۀ ضعیف نیروهای
کشور. اگر در برخی موارد، از جمله رویداد هلمند، نظامیان متحمل شکست یا عقبنشینی
میشوند، تعلل رهبران و تصمیمگیرندگان در رساندن نیرو و تجهیزات لازم عوامل
اثرگذارند. بنابراین بهتر است آقای غنی به جای اینکه خواستار حمایت مردمی از
نیروهای امنیتی شود، به مسألۀ هماهنگی و نظم در نهادهای امنیتی و سیاسی کشور توجه
کند و فرصت طرح مناقشات سیاسی را در نهادهای امنیتی ندهد.
سرمقالۀ امروز جامعه باز
نظرات
ارسال یک نظر