تروریسم بهمثابه ملیگرایی/ناسیونالیسم (متن کامل)
1881-1972
1881
الکساندر
دوم، تزار روسیه، ترور شد
پژوهشگران
ریشههای تروریسم مدرن را به گروه انقلابی روسیه، نارودنایا ولوا (ارادۀ مردم)
ردگیری کردهاند. برای دستیابی به تغییر سیاسی در روسیه، نارودنایا ولوا به حیث
سازمان مخفی و سلولی ایجاد شد و کمپین تروریستی را علیه حاکمیت استبدادی راهاندازی
کرد. آنها مقامهای متعدد دولتی را به قتل رساندند و در اول مارچ 1881 به ترور
الکساندر دوم، تزار روسیه، موفق شدند.
1914
آرشیدوک
فردیناند ترور شد
در 29
جون 1914، گاوریلو پرنسیب، یک جوان ملیگرای صرب، آرشیدوک اتریش و وارث احتمالی
فرانس فردیناند پادشاه این کشور را در ساراوایو ترور کرد. پرنسیب مورد حمایت «دست
سیاه/بلک هند» یک سازمان مخفی افسران ارتش صربستان بود که برای جدایی صربستان از
حاکمیت اتریشیها اختصاص یافته بود. هرچند تا امروز ارتباطات میان حکومت صربستان و
عاملان این رویداد همچنان با پرسش همراه است، اما این ترور بحران مارپیچ میان
کشورها در اروپا را شدت بخشید و در نهایت به جنگ جهانی اول تبدیل شد.
1920
یکشنبۀ
خونین در دوبلین
در
میانۀ جنگ استقلال ایرلند (1920-1921)، مایکل کولینز، رهبر ارتش جمهوریخواه ایرلند، دستور کشتار 11 مرد
انگلیسی را داد که گمان میرفت برای سازمان اطلاعات بریتانیا جاسوسی میکردند. قتل آنان و اقدام تلافیجویانۀ
نیروهای بریتانیایی در 21 نوامبر 1920، یکشنبۀ خونین نام گرفت. در پی این
کشتارها، سربازان بریتانیایی ورزشگاه فوتبالی را در دوبلین محاصره و مردان داخل
آنجا را برای اسلحه بازرسی کردند. در ناآرامیهای منتج از آن، نیروهای بریتانیایی
بر غیرنظامیان در حالی آتش گشودند که آنها تلاش میکردند فرار کنند. در این
رویداد 14 تن کشته شدند.
1937
جامعه
ملل کنوانسیون مبارزه با ترور را پیشنویس کرد
در
1937، جامعه ملل کنوانسیونی را برای جلوگیری از و مجازات تروریسم پیشنویس کرد.
هرچند این کنوانسیون هیچگاه عملی نشد، اما کشورها را موظف میساخت تا از حمایت
تروریسم خودداری کنند و در جهت جلوگیری و مجازات چنین اقداماتی کار کنند. این
کنوانسیون همچنین شامل پیشنویس تعریف تروریسم بود: «اقدامات مجرمانهای که علیه
یک دولت و با نیت یا محاسبۀ ایجاد یک دولت تروریستی در ذهن افراد خاص یا گروهی
از افراد یا عموم مردم ایجاد شود.»
1946
ایرگون
هتل دیوید کینگ را منفجر کرد
در 22
جولای 1946، ایرگون زیویا لییومی (سازمان نظامی ملی)، یک گروه شبهنظامی یهودی
که هدف آن بهدستآوردن استقلال در فلسطین بود، هتل دیوید کینگ را منفجر و 91 نفر
را کشتند. این هتل پایگاه نظامی و سیاسی فلسطین زیر قیمومیت بریتانیا بود. 28
بریتانیایی در میان کشتهشدگان بودند. ایرگون حملاتش بر اهداف حکومتی، از جمله
ساختمانهای مهاجرت و دفتر ثبت زمین، همچنین علیه فلسطینیها را بهراه انداختند.
فشار بینالمللی و شکست نیروهای نظامی آنها به مهار خشونت در منطقه انجامید و در
نهایت سبب شد تا بریتانیا از فلسطین خارج شود و دولت مستقل اسراییل در 1948 اعلام
شد.
1948
میانجی
سازمان ملل در فلسطین کشته شد
در 17
سپتامبر 1948، کونت فولکه برنادوت، دیپلمات سویدنی و میانجی سازمان ملل برای بحران
فلسطین، از سوی اعضای اشترن گنگ، گروه رادیکال یهودی ترور شد. در حالی که موتر
حامل او به پاسگاه نزدیک میشد، شبهنظامیانی با یونیفورم سربازان اسراییلی کمین
گرفته، بر کاروان تیراندازی کرده و برنادوت را همراه با رییس ناظران سازمان ملل
کشتند. برنادوت در آن زمان روی برنامۀ طولانیمدت صلح مذاکره میکرد که شرایط آن
شامل وضعیت بینالمقدس، اشترن گنگ را تحریک کرده بود.
1954
ملیگراهای
پورتوریکویی واشنگتن دیسی را هدف قرار دادند
در
اول مارچ 1954، چهار ملیگرای پورتوریکویی بر اتاقهای نمایندگان کنگرۀ ایالات
متحده در حالی آتش گشودند که جلسه در آنجا جریان داشت. پس از تیراندازی حدود 30
مورد و افراشتن پرچم پورتوریکو، مهاجمان مهار و بازداشت شدند. 5 عضو کنگره زخمی
شدند. این حمله با حادثۀ مشابهی در 4 سال پیش دنبال شد. در آن حمله گروه دیگر ملیگراهای
پورتوریکویی بر بلیر هاوس حمله کردند؛ ساختمان مجاور کاخ سفید که برای اسکان مقامهای
خارجی استفاده میشدـتلاشی برای ترور رییسجمهور هری ترومن.
1954-1962
جنگ
الجزایر
در پی
اعلام شروع شورش در 1954، جبهۀ آزادیبخش ملی (FLN)
سازمان ملیگرای الجزایری، جنگهای چریکی شهری را علیه حاکمیت فرانسه در الجزایر
راهاندازی کرد. تاکتیکهای این جنبش که با نبرد الجزایر خلاصه میشد، شامل بمبگذاریها،
ترورهای هدفمند پرسونل نظامی و غیرنظامیان اروپایی، عمدتاً در داخل الجزایر، همچنان
در داخل فرانسه میشد. استراتژی اعلامشدۀ جبهۀ آزادیبخش ملی شامل ترسیم آگاهی
نسبت به انگیزهاش از جامعۀ بینالمللی بود. تاکتیکهای فرانسه شامل متوقفکردن
بمبگذاریها از جمله محاصرۀ محلههای عربنشین بود که از سوی شبکههای زیرزمینی
این جنبش واژگون شده بودند. تکنیکهای شدید ضدتروریستی فرانسه، احساس همبستگی در
میان عربهای الجزایر به سوی جنبش ملیگرا را پرورش داد.
1955-1959
قبرسیهای
یونانی حملاتشان را راهاندازی کردند
در
اول اپریل 1955 سازمان جنگجویان ملی قبرس (EOKA) مبارزۀ خشونتآمیز علیه حاکمیت بریتانیا بر
قبرس را بهراه انداختند. موجی از بمبگذاریها که نسبت به نیروهای بریتانیایی
مورد هدف، تلفاتی بیشتری را بر جمعیت غیرنظامی وارد کردند، سبب افزایش تنش میان
گروههای ترکیهای و یونانی در این جزیره شد. پیمان زوریخـلندن 1959، پس از یکسال
استقلال را برای این جزیره به ارمغان آورد، ولی خشونت با گروه «بی» سازمان
جنگجویان ملی قبرس دوباره وارد صحنه شد که تلاش میکردند قبرس را زیر حاکمیت یونان
بیاورند.
1961
ربودن
اولین هواپیمای مسافربری امریکا
در
اول مارچ 1961، آنتولیو رامیرز اورتیز، مهندس برق پورتوریکوییتبار، کاپیتان
هواپیمای خطوط هوایی ملی عازم کیویست فلوریدا را زیر آتش گرفت. رامیرز تقاضا داشت
تا هوایپمای مسیر را به هاوانا، پایتخت کوبا تغییر دهد. ربودن هواپیماهای تجاری
برای دورزدن ممنوعیت سفر از ایالات متحده به کوبا یا اعتراض به سیاست ایالات متحدهـکوبا،
در دورۀ دهۀ 1960 بیشتر رشد یافته بود: تنها در 1968، بیش از 30 تلاش
هواپیماربایی انجام شد.
1961
شروع
مبارزۀ کنگرۀ ملی آفریقا
کنگرۀ
ملی آفریقا که در 1912 تشکیل شد، اساساً سازمانی بود که بهشکل صلحآمیز برای
پایاندادن به حاکمیت ستمگرانۀ بریتانیا در آفریقای جنوبی و سپس آپارتاید کار میکرد.
در
1961، کنگرۀ ملی آفریقا در پاسخ به برخورد مرگبار یک سال پیش میان معترضان و
پولیس در یک پاسگاه پولیس معروف به «کشتار شارپویل» شاخۀ نظامی را به نام اومخونتو
وسیزوه یا «نیزۀ ملت» راهاندازی کرد. ظرف 18 ماه، نیزۀ ملت بر چیزی حدود 200 هدف
حکومتی حمله کرد. در پی سرکوب رهبری کنگرۀ ملی آفریقا، شاخۀ نظامی آن در 1964 منحل
شد. کنگرۀ ملی آفریقا در 1990 به حزب سیاسی مشروع تبدیل شد و پس از آن خشونت را
نفی میکند.
1962
حملۀ
سازمان ارتش سری بر رییسجمهور فرانسه
در 22
اگست 1962، سازمان ارتش سری بر کاروان موتوری شارل دوگل، رییسجمهور فرانسه کمین
گرفت. رییسجمهور بدون زخمیشدن نجات یافت، ولی این سازمان ظرف دو سال آینده، 10
تلاش دیگر برای کشتن او انجام داد. یک سال پیش، این گروه ساختمان وزارت خارجۀ
فرانسه را بمبگذاری کرد که در آن یک تن کشته و 13 نفر زخمی شدند.
در
سراسر دهۀ 1960، این گروه مبارزۀ خشونتآمیز را به هدف اطمینانیافتن از حاکمیت
فرانسه بر الجزایر راهاندازی کرد. این گروه که از سوی رائول سالان، جنرال پیشین
ارتش فرانسه رهبری میشد، حکومت فرانسه را به دلیل تلاش برای دادن استقلال به
الجزایر و استقلالطلبان الجزایر را هدف قرار میداد.
1963
اولین
کنوانسیون بینالمللی علیه تروریسم
در
1963، رهبران جهان در توکیو ملاقات کرده و اولین کنوانسیون بینالمللی مبارزه با تروریسم
را تصویب کردند. این سند که به کنوانسیون توکیو نیز مشهور است، خدمۀ پرواز را به
گرفتن اقداماتی جهت اطمینانیافتن از امنیت هواپیما و آنانی که در پروازهای بینالمللی
هستند، اجازه میدهد. این پیمان همچنین اقداماتی برای حصول اطمینان از بازگشت
مصئون هواپیما و سرنشینانش به کشور خاستگاهشان فراهم میکند. این کنوانسیون که
در 1963 به مرحلۀ اجرا درآمد، حالا 185 کشور به آن پیوستهاند.
1962
حملۀ
سازمان ارتش سری بر رییسجمهور فرانسه
در 22
اگست 1962، سازمان ارتش سری بر کاروان موتوری شارل دوگل، رییسجمهور فرانسه کمین
گرفت. رییسجمهور بدون زخمیشدن نجات یافت، ولی این سازمان ظرف دو سال آینده، 10
تلاش دیگر برای کشتن او انجام داد. یک سال پیش، این گروه ساختمان وزارت خارجۀ
فرانسه را بمبگذاری کرد که در آن یک تن کشته و 13 نفر زخمی شدند.
در
سراسر دهۀ 1960، این گروه مبارزۀ خشونتآمیز را به هدف اطمینانیافتن از حاکمیت
فرانسه بر الجزایر راهاندازی کرد. این گروه که از سوی رائول سالان، جنرال پیشین
ارتش فرانسه رهبری میشد، حکومت فرانسه را به دلیل تلاش برای دادن استقلال به
الجزایر و استقلالطلبان الجزایر را هدف قرار میداد.
1963
اولین
کنوانسیون بینالمللی علیه تروریسم
در
1963، رهبران جهان در توکیو ملاقات کرده و اولین کنوانسیون بینالمللی مبارزه با
تروریسم را تصویب کردند. این سند که به کنوانسیون توکیو نیز مشهور است، خدمۀ پرواز
را به گرفتن اقداماتی جهت اطمینانیافتن از امنیت هواپیما و آنانی که در پروازهای
بینالمللی هستند، اجازه میدهد. این پیمان همچنین اقداماتی برای حصول اطمینان از
بازگشت مصئون هواپیما و سرنشینانش به کشور خاستگاهشان فراهم میکند. این
کنوانسیون که در 1963 به مرحلۀ اجرا درآمد، حالا 185 کشور به آن پیوستهاند.
1963-1965
مبارزۀ
جداییطلبان کِبِک
جبهۀ
آزادیبخش کِبِک که از احساسات جداییطلبی محبوب در کبک در دهۀ 1960 رشد یافته
بود، رشته حملاتی را علیه حکومت، ارتش و زیرساختها راهاندازی کرد. هنگامی که
اعضای این جبهه کمیسار بازرگانی بریتانیا و وزیر کار و مهاجرت کبک را ربودند و سپس
وزیر را کشتند، حکومت کانادا با استناد به قانون اقدامات جنگی، قدرت اضطراری را به
نیروهای پولیس تضمین کرد. عاملان آدمربایی دستگیر شدند، اما در سال 1971 موجی از
بمبگذاریهای دیگر شروع شد. نیروهای جبهۀ آزادیبخش کبک تا 1972 فعال باقی
ماندند و کاهش محبوبیت عمومی این گروه، سبب افزایش بازداشتها در میان اعضای آن
شد.
1963-1972
تولد
گروههای شورشی کلمبیایی
دهۀ
1960 شاهد تولد دو گروه شورشی بزرگ در کلمبیا موسوم به نیروهای مسلح انقلابی
کلمبیا موسوم به «فارک» و ارتش آزادیبخش ملی بود. در 1963، دانشجویان، کاتولیکهای
رادیکال و شاخۀ چپگرای روشنفکران امیدوار به تقلید از انقلاب کمونیستی فیدل
کاسترو در کوبا، ارتش آزادیبخش ملی را بنیانگذاری کردند. فارک گروهی بود که از
ایدئولوژی مارکسیستـلنینست انگیزه میگرفت در 1965 شکل گرفت و این دو گروه شبهنظامیان
کمونیست و گروههای دفاعِ خودی روستایی را در کنارهم آوردند.
این
دو گروه از اهداف و تاکتیکهای مشابه حمایت میکردند تا از روستاییان فقیر در
برابر نخبگان کلمبیایی نمایندگی کنند. آنها همچنین مخالف نفوذ ایالات متحده در
این کشور بودند. گروه فارک همچنان بزرگترین و مجهزترین گروه شورشی در کلمبیا
باقی مانده و عملیاتهایی را از طریق تولید کوکائین و تجارت موادمخدر راهاندازی
میکند. این گروه به باجگیری، آدمربایی و قتل مشهور است.
1968-1972
گروه
بادر ماینهوف/فراکسیون ارتش سرخ
گروه
بادر ماینهوف، شاخۀ جوانان طبقۀ متوسط انقلابیهای مارکسیستـلنینست در آلمان
غربی به انقلاب علیه آنچه آنها بهعنوان دولت فاشیست میدیدند، مصمم بود. این گروه
به رهبری آندرس بادر و اولریکه ماینهوف که همچنین به حیث فراکسیون ارتش سرخ نیز
شناخته میشود، در مبارزات بینالمللی آتشزنی، دزدی، هواپیماربایی، آدمربایی و
بمبگذاری دخالت داشت که در مجموع زندگی 36 نفر را گرفت.
در
1968، آندرس بادر و شماری از همکارانش دو مغازه را در فرانکفورت در اعتراض به جنگ
ویتنام آتش زدند. دو روز بعد از آتشسوزی، آنها بازداشت و زندانی شدند و از طریق
راهگریز قضایی در 1969 رها شدند.
در 11
می 1972، گروه بادر ماینهوف، خوابگاههای ارتش ایالات متحده در فرانکفورت را بمبگذاری
کرده و یک تن را کشت. دو هفته بعد در 24 می، این گروه بمبهایی را در مقابل
باشگاه افسری در پایگاه ارتش ایالات متحده منفجر کرد که در نتیجه سه تن کشته و 5
نفر دیگر زخمی شدند. بادر ماینهوف و تعداد انگشتشمار دیگر بهزودی بازداشت و به
زندان ابد محکوم شدند. اعضای اصلی این گروه، اولریکه ماینهوف در 1976 و آندرس
بادر در 1977 در حالی اقدام به خودکشی کردند که در زندان بودند.
1969-1970
جبهۀ
مردمی برای آزادی فلسطین وحشت را در آسمانها بهراه انداخت
جبهۀ
مردمی برای آزادی فلسطین (PFLP)، گروه ملیگرای فلسطینی که از ایدئولوژی
مارکسیست انگیزه میگرفت، تاکتیک هواپیماربایی را ترجیح داد. این گروه در سالهای
اول فعالیتش در همبستگی با سازمان آزادیبخش فلسطین علیه اسراییل و اطمینان از
رهایی فلسطینیهای بازداشتشده از سوی حکومتهای خارجی کار میکرد.
در
جولای 1968 این گروه با این باور که اسحاق رابین، سفیر اسراییل در ایالات متحده
مسافر یک هواپیماست، اولین هواپیمارباییاش را با ربودن هواپیمای اِلآل پرواز رم
به تلآویو شروع کرد.
هرچند
اسحاق رابین در آن پرواز نبود، اما این گروه مسافران و خدمۀ پرواز را برای نزدیک
به 40 روز در الجزایر ربودند تا اینکه اسراییل رهایی زندانیان فلسطینی را پذیرفت.
شماری از کارشناسان این هواپیماربایی را پیشرَو تروریسم مدرن بینالمللی مطرح میکنند.
در
سپتامبر 1970، سه مورد هواپیماربایی هماهنگ از سوی جبهۀ مردمی برای آزادی فلسطین،
شروع جنگ داخلی خونین کوتاهی را علامت زد که بهعنوان سپتامبر سیاه مشهور است. این
جنگ میان ارتش اردن و چریکهای فلسطین رخ داد. ملک حسین، پادشاه اردن با هراس از
توسعۀ انقلاب فلسطینی در قلمرو خود در پی این هواپیمارباییها، ارتش خود را برای
جنگ با شبهنظامیان و نیروهای سوریه هدایت کرد که به کمک آنها آمده بودند. ملک
حسین و ارتشش، واحدهای ارتش سوریه را بهشدت آسیب زدند و در نتیجه جبهۀ مردمی برای
آزادی فلسطین و سازمان آزادیبخش فلسطینیان از اردن اخراج و وارد لبنان شد.
1970
پولیس
بینالملل قانون مبارزه با تروریسم را تصویب کرد
انترپول،
پیشتازترین نهاد هماهنگکنندۀ اجرای قانون در شروع 1970 با قطعنامهای به هدف
مبارزه با اقدامات مجرمانه علیه هواپیمای غیرنظامی، مبارزه با تروریسم را آغاز
کرد. انترپول در کل دهۀ 1970، نقش خود را گسترش داد و با گروگانگیریها و گروههای
سازمانیافتۀ تروریستی مبارزه کرد. در 1985، این نهاد ادارۀ فرعی را برای امنیت عمومی
و تروریسم ایجاد کرد و در 1998، اعلامیۀ ضد تروریسم را تصویب.
انترپول
پس از حملات 11 سپتامبر چندین قطعنامۀ ضدتروریستی را تصویب کرد که به تسهیل در
واکنش و جلوگیری از اقدامات تروریستی کمک میکند.
1970
بریگاد
سرخ و «سالهای سربی» ایتالیا
از
دهۀ 1960 تا دهۀ 1980، ایتالیا از تحولات اجتماعی و سیاسی در رنج بود که با افزایش
خشونت مسلحانۀ داخلی برجسته میشد. سالهای سربی همچنانی که مشهور میشد با بمبگذاریها،
آدمرباییها و قتلها از سوی گروههای شبهنظامی راست و چپگرا مشخص میشدند.
بریگادهای سرخ در میان این گروهها، یک گروه جداییطلب چپگرا از سوی بناتور
کورسیو و مارگریتا کاگول رهبری میشد.
1970-1971
پیمانهای
بینالمللی رسیدگی به هواپیماربایی
در
پاسخ به افزایش رویدادهای هواپیماربایی، سازمان ملل، کنوانسیون جلوگیری از تصرف
غیرقانونی هواپیما را در 1970 ایجاد کرد. این کنوانسیون دولتهای پیوسته به آن را
ملزم میکرد تا چنین اقداماتی را غیرقانونی اعلام کرده و عاملان آن را مجازات کنند
و همچنین در تلاشهای بینالمللی برای پیگرد ربایندگان همکاری کنند. این
کنوانسیون در سال 1971 با پیمان جلوگیری از تصرف غیرقانونی علیه امنیت هواپیمایی
کشوری یا پیمان مونترال دنبال شد که جرایم خرابکارانه و دیگر اقدامات علیه
هواپیماها را میافزود، در حالی که در معاهدات قبلی شامل نبود. در کنار کنوانسیون
1963 توکیو، این معاهدات اولین بخش از 16 پیمان بینالمللی کنونی علیه اقدامات
تروریستی بودند که همگی زیر نظارت سازمان ملل متحد به تصویب رسیدند و همۀ کشورهای
عضو سازمان برای پیوستن به آنها آزادند.
سپتامبر 1970
اولین
رسیدگی شورای امنیت سازمان ملل به تروریسم
با
اشاره به نگرانی بر سر بهخطرافتادن غیرنظامیان در پی موجی از هواپیمارباییها،
شورای امنیت سازمان ملل برای اولینبار به مسألۀ تروریسم رسیدگی کرد. قطعنامۀ 286
شورای امنیت از کشورهای عضو میخواست تا «همۀ گامهای قانونی ممکن را برای جلوگیری
از هواپیمارباییهای بیشتر یا دیگر دخالتها در سفر هوایی غیرنظامی بینالمللی»
بردارند. این نهاد همچنین خواستار رهایی همۀ مسافران و خدمههایی شد که در نتیجۀ
هواپیماربایی در بازداشت بهسر میبردند. این قطعنامه در 9 سپتامبر 1970 بدون وتو
تصویب شد.
1971
تصویب
اولین پیمان منطقهای مبارزه با ترور از سوی سازمان کشورهای امریکایی
اجلاس
عمومی سازمان کشورهای امریکایی در سال 1971، «کنوانسیون جلوگیری و مجازات اقدامات
تروریستی که شکلی از جرایم علیه افراد و اخاذیهای مرتبط و دارای اهمیت بینالمللی
است» را تصویب کرد. این معاهده با 13 رأی مثبت، یک رأی مخالف و دو رأی غایب با 13
ماده، تروریسم را به حیث اقدام مجرمانه تعریف کرد. این معاهده تأکید داشت که
مسئولیت هردولت نهتنها جلوگیری از تروریسم است، بلکه افراد و سازمانهایی را
مورد پیگرد قرار دهند که برای چنین کاری مجرم شناخته میشوند. این معاهده از اولین
پیمان مبارزه با ترور از سوی یک سازمان منطقهای نمایندگی میکند.
1972
«یکشنبۀ
خونین» ایرلند شمالی
راهپیمایی
حقوق مدنی در شهر دیری در ایرلند شمالی به روز یکشنبه 30 جنوری 1972 هنگامی با
خشونت پایان یافت که چتربازان بریتانیایی بر جمعیت غیرنظامی آتش گشوده و 14 تن را
کشتند. تحقیقات حکومت بریتانیا دریافت که راهپیمایان مسلح، مسئول تحریک خشونت
بودند. دومین گزارش تحقیقاتی که در 2010 منتشر شد و به نام «تحقیقات ساویلی»
شناخته میشود، روشن کرد که قربانیان هیچ عمل خطایی انجام نداده بودند.
در
واکنش به این رویداد، بیش از 30 هزار معترض در مقابل سفارت بریتانیا در دوبلین
راهپیمایی کردند و در نهایت آن را آتش زدند. در 22 فبروری 1972، شاخۀ شبهنظامی
گروه اصلی ارتش جمهوریخواه ایرلند خوابگاههای واحد چترباز درگیر را بمبگذاری
کرده و 7 غیرنظامی را کشتند. اقدامات تلافیجویانه ادامه یافت و در اپریل 1972،
شاخۀ شبهنظامی گروه اصلی ارتش جمهوریخواه ایرلند 24 بمبگذاری را در چندین شهر و
شهرک در ایرلند شمالی منفجر کرد.
نظرات
ارسال یک نظر