میراث فرهنگی افغانستان در وضعیت بسیار خطرناکی قرار دارد

 اشاره:

تصویر اولیۀ افغانستان سال‌های اخیر در ذهن بسیاری‌ها تداعی‌کنندۀ خشونت، درگیری‌، ناآرامی، ویران‌گری و نابودی است. از زمان کودتای ثور در سال ۱۳۵۷ تاکنون، به دلیل ناآرامی‌ها و جنگ‌های پی‌هم، اکثر بخش‌های این کشور دچار آسیب شده است. بخشی این آسیب‌ها به آبدات تاریخی، آثار باستانی و مکان‌های بازمانده از دوره‌های تمدنی مختلف تاریخی که میراث فرهنگی مشترک همۀ ملت افغانستان، وارد شده است. میراث فرهنگی افغانستان، بیشترین آسیب و ویران‌گری را در دوران مجاهدین و جنگ‌های داخلی و پس از آن هنگامی تجربه کرد که رژیم طالبان بر سر قدرت آمد. ظرف ۱۲ سال گذشته، تلاش‌هایی در راستای احیاء، بازسازی، حفظ و بازیافت این گنجینه‌های عظیم که نمادی از گذشتۀ باشکوه کشور است، صورت گرفت.

بخشی از کارهایی‌که در این مدت انجام شد، برگرداندن آثار باستانی قاچاق‌شده در سال‌های ویرانی به خارج از کشور بود و قسمت دیگر فعالیت‌هایی بود که در داخل کشور از سوی باستان‌شناسان و علاقه‌مندان به فرهنگ و میراث تاریخی افغانستان شامل شهروندان داخلی و خارجی بوده است. کشورهای مختلف در زمینۀ حفظ و نگهداری این آثار فعالیت‌هایی را در هماهنگی با دولت افغانستان انجام داده‌اند. از جمله ایالات متحدۀ آمریکا، یکی از این کشورهاست که هزینه‌هایی را برای آگاهی‌بخشی در راستای حفظ این آثار، بالابردن دانش تخصصی باستان‌شناسان افغانستان، بازسازی و نوسازی موزیم ملی، همکاری با بخش باستان‌شناسی دانشگاه کابل و سایر بخش‌ها مصرف کرده است. روزنامۀ جامعۀ باز گفت‌وگوی اختصاصی را با دکتر لورا تیدیسکو، مسئول برنامۀ میراث‌فرهنگی و عباس کاموند عباس کاموند، معاون سخنگوی سفارت ایالات متحده در کابل انجام داده است. از آنان بابت این گفت‌وگو سپاسگزاریم.

گفت‌وگوی اختصاصی روزنامۀ جامعۀ باز با دکتر لورا تیدیسکو، مسئول برنامۀ میراث فرهنگی و عباس کاموند ، معاون سخنگوی سفارت ایالات متحده در کابل

گفت‌وگو از سلیم شفیق

 

-    افغانستان دارای پیشینة تمدنی طولانی است. آثار باستانی زیادی در کشور وجود دارد که متأسفانه چندین‌دهه است، فعالیت جدی و مؤثری برای محافظت و نگهداری از آن‌ها صورت نمی‌گیرد. با این مقدمۀ کوتاه در نخستین پرسش، می‌خواهم بدانم که ایالات متحده، در گام اول برای حفظ این آثار، چه اقدامات مهمی انجام داده است؟

-    دکتر لورا: تشکر از این‌که برای انجام این مصاحبه آمدید و ممنون از این‌که وقت گذاشتید تا دربارۀ این پرسش مهم برای افغانستان صحبت کنیم. در ۱۲ سال گذشته ایالات متحده برای حفاظت میراث فرهنگی افغانستان به میزان گسترده‌ای کمک کرده است. به‌صورت مشخص، در اکثر محلات و بناهای تاریخی این کشور، همانند شهر هرات، برج آزادی در غزنی، [مسجد] نه‌گنبد یا حاجی پیاده در ولایت بلخ، موزیم ملی در کابل، و همین‌گونه شمار محلات دیگر در داخل کابل، ‌مانند باغ بابر، [زیارت] شهزاده حسین در لشکرگاه، [آرامگاه] شهزاده عبدالله در هرات کار کرده‌ایم. ما برای حفاظت، پایداری، تحکیم‌سازی و نگهداری این محلات تاریخی و مهم کمک کرده‌ایم.

ایالات متحده این اماکن را انتخاب نکرده است، این دولت افغانستان و شرکای ماست که این کار را انجام دهند؛ و این‌که محلات را و مشخصاً اهمیت آن را شناسایی کنند و ما با این اشخاص در ارائۀ کمک کار می‌کنیم. برای این‌که اطمینان یابیم که در برخی محلات یادشده، کار مطابق معیارهای بسیار بالا انجام شده، ایالات متحده با این ایده یاری می‌کند که افغان‌ها با داشتن میراثی، از طریق این آبدات فرهنگی و محلات تاریخی احساس غرور و سربلندی کنند و این‌که این آبدات می‌تواند پیوند‌دهندۀ آنان در ایجاد وحدت و همبستگی‌شان کمک می‌کند. با گفتن پشتون، هزاره یا تاجیک دچار شکاف و شکستگی می‌شوید، اما این مربوط به همۀ افغان‌هاست.

این کار، میراث فرهنگی منحصر‌به‌فرد هیچ گروه قومی را پایمال نمی‌کند؛ بلکه هم‌چنان بر مشترکات همۀ افغان‌ها تأکید می‌کند. بنابراین، اگر می‌خواهید، معلومات بسیار مشخص را در ۱۲ سال گذشته در رابطه به حمایت مالی ما به دست آورید، این رقم بالاتر از ۱۵ میلیون دالر بوده است. این رقم بیش از هزینۀ پرداخت‌شده‌ای هر‌کشور کمک‌کنندۀ دیگر است. در حال حاضر، ما از یک رهگذر پایدار و ثابت در ولایت‌های هرات، بلخ و شهر کابل کمک می‌کنیم و برنامه داریم تا در سال‌های پیش رو تا حدی که امکان دارد و وضعیت امنیتی اجازه می‌دهد، به پشتیبانی و کمک خویش ادامه دهیم تا چنین کاری بتواند انجام یابد.

-    مطابق ارزیابی و بررسی‌هایی‌که توسط کارشناسان ایالات متحده از آثار باستانی و آبدات تاریخی افغانستان صورت گرفته است، وضعیت آثار باستانی و آبدات تاریخی چگونه است؟

دکتر لورا: از چشم‌انداز آمریکا؟

 

-    از دید کارشناسی و تخصصی آمریکایی

 

-    دکتر لورا:  اگر پرسش را درست فهمیده باشم، زیاد مطمئن نیستم که درست دریافته باشم، اما میراث فرهنگی افغانستان در وضعیت بسیار خطرناکی قرار دارد و در معرض خطر خیلی جدی واقع است. در چندین‌دهه به دلایل مختلف در چنین وضعیتی قرار داشته که شامل اهمال و غفلت است. دلیل دیگر، توجه و تمرکز بیشتر و اولویت در افغانستان در شرایط کنونی بیشتر روی چیزهای واسطه است، نه به حفاظت میراث‌های فرهنگی. اما این‌که نگاه جامعۀ بین‌المللی به میراث فرهنگی افغانستان چگونه است، باید گفت که به اندازۀ اهمیت همگانی و فراگیر این میراث و ضرورت تعامل برای همکاری، نه‌تنها جامعۀ بین‌المللی بلکه در داخل افغانستان نیز این کار لازم است؛ این‌که خود افغان‌ها به سهم خویش می‌توانند از این آثار ‌حفاظت و نگهداری کنند. 

 

-    بخش دوم پرسش این بود که از دید تخصصی و کارشناسی، اهمیت این آبدات در مقایسه با آثار تاریخی سایر نقاط جهان و منطقه ‌مانند‌ سوریه، عراق، ایران، هند و سایر کشورها در چه سطحی از  اهمیت تاریخی قرار دارد؟

 

-    دکتر لورا: میراث فرهنگی افغانستان قطعات با اهمیتی در این منطقه است، بنابراین، حفاظت آن بسیار اهمیت دارد. اما این وظیفۀ من نیست که بگویم که میراث فرهنگی افغانستان با‌اهمیت‌تر از آثار تاریخی عراق، سوریه، ایالات متحده یا هر‌کشور دیگری است. من داوری ارزشی نمی‌کنم. میراث فرهنگی عراق و سوریه نیز آسیب دیده است. پرسش دربارۀ آن‌ها متفاوت است. ما در حال حاضر دربارۀ اهمیت میراث فرهنگی افغانستان برای افغان‌ها صحبت می‌کنیم، به این دلیل که من فکر می‌کنم این بنیاد و قطعه‌ای است که می‌تواند افغانستان بر اساس آن در آینده گام بگذارد؛ بنابراین نمی‌خواهم بگویم که میراث فرهنگی افغانستان با‌اهمیت‌تر از دیگر کشورهاست. ما روی اهمیت این آثار برای افغانستان تمرکز می‌کنیم.

 



عباس کاموند: چیزی‌که می‌خواستم من به گفته‌های خوب خانم لورا علاوه کنم، این است که افغانستان در تاریخ گذشته‌اش مهد تمدن بود و مادر شهرها بودن بلخ افسانه نیست؛ واقعیت بسیار بزرگ تاریخی نه‌تنها برای افغانستان، بلکه برای همۀ ساکنان این منطقه است. آثار تاریخی‌ـ‌فرهنگی، آثار تاریخی که در افغانستان باقی است، همتا و هم‌خوان مجموع چیزهای بزرگی است که در منطقه وجود دارد. مدنیت بابل‌ها تا کوشانی‌ها و امثال آن. بنابراین، ارزش‌های تاریخی افغانستان، همتا و هم‌بستر مدنیت‌های تاریخی کل منطقه است. بنابراین، از آن جهت هرگز، نه‌تنها هیچ باستان‌شناسی یا عناصر تاریخی‌ـ‌فرهنگی در جهان اهمیت و ارزشی کمتر برای آثار تاریخی افغانستان قایل نیست. آثار افغانستان، همان‌گونه که خانم لورا یادآور شد، ارزش تاریخی برای افغانستان دارد. به این ترتیب، این آثار جزء آثار و مدنیت بزرگ بشری‌ در‌کل کرۀ خاکی است. چیزی بعدی را که باید مطرح کنم و چنانچه خانم لورا گفت، بار دیگر بر آن تأکید کنم، این است که آثار تاریخی و ارزش‌های فرهنگی افغانستان، مربوط به یک قوم نیست، مربوط به یک نژاد و یک زبان نیست، مردم به ملت تاریخی بزرگ است ـ‌‌به پشتون‌، ‌تاجیک، هزاره و ازبک، همه، تعلق دارد. هم به زبان پشتو متعلق است، هم مربوط به زبان فارسی است، هم ازبکی. بنابراین، این میراث مشترک ماست. مسئلۀ بعدی که در سخنان خانم لورا وجود داشت، این بود که  از این مشترکات باید به عنوان سنگ‌بنا‌ و تهداب بزرگ برای افغانستان آینده کار بگیریم. از این ارزش‌های بزرگ مشترک برای زندگی مشترک، استفاده شود. بنا‌براین، این یکی از مسایلی بود که باید عرض می‌کردم، موضوع دوم، به‌خصوص در قسمت پرسش اول، سهم ایالات متحده در مسایل فرهنگی افغانستان است؛ چیزی را که باید مطرح کنم این است که معمولاً یکی از چیزهایی‌که مطرح می‌شود، مناسبات ایالات متحده با مردم افغانستان، طی ۱۲ سال است. اما این یک اشتباه تاریخی است، مشترکات تاریخی دو ملت به ۶۰-۷۰ سال پیش بر می‌گردد که دارای روابط فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده‌اند و کارهای فرهنگی در رابطه با آثار تاریخی و فرهنگی افغانستان از آن‌زمان آغاز شده، ولی ظرف ۱۲ سال گذشته، به مفهومی مردم آمریکا و افغانستان در دو جغرافیای متفاوت، از هم دورافتاده، زندگی مشترک داشته‌اند؛ اما ما مشترک قربانی دادیم، مشترک مصرف کردیم، مشترک برای یک هدف که ایجاد ثبات و صلح و آبادی در افغانستان است، کار کردیم. بنابراین، ظرف ۱۲ سال این کارها بیشتر شدت و پهنا و وسعت داشت.

 

-    گزارش‌هایی دربارۀ امکان فرو‌ریختن منار جام، بلندترین منار خشتی جهان وجود دارد. آیا ایالات متحده در این زمینه اقدامات مشخصی انجام داده است، یا برنامه‌ای در آینده دارد؟

 

دکتر لورا: ‌احتمالاً آگاهی دارید که منار جام به عنوان میراث فرهنگی جهانی توسط سازمان بین‌المللی یونسکو ثبت شده است. دو مکان در افغانستان دارای چنین جایگاهی است؛ وادی بامیان و منار جام در ولایت غور. بنابر مسئولیتی که آنان با نام‌گذاری این محل به عنوان میراث فرهنگی جهانی دارند، آنان به‌صورت جدی برای حفاظت و نگهداری آن نیاز دارند و برنامه‌ای هم ‌برای حفاظت از این منار دارند. ۱۰:۵۶ در خطر فرو افتادن خیلی زیاد جدی قرار ندارد، اما به حفاظت نیاز دارد، به این دلیل که رودخانه خیلی به آن نزدیک شده است و اساس آن در آب شناور می‌شود. آنان برنامه دارند تا زیر چتر یونسکو، این برنامۀ حفاظتی را اجرایی کنند. من جزئیات و برنامۀ مشخصی را که یونسکو برای تحکیم و حفاظت این منار طرح کرده، مشاهده کرده‌ام. با این‌حال پرسش دسترسی به منطقه نیز مطرح است. این منار در منطقۀ بسیار دورافتادۀ ولایت غور واقع است، بنابراین، بسیار دشوار است تا دسترسی به آن حاصل شود. هم‌چنین محدودیت فصلی نیز وجود دارد، تنها چند ماه محدود در سال است که می‌توان کار واقعی را روی آن انجام داد و در صدر همۀ این‌ها، پرسش وضعیت امنیتی قرار دارد. این‌ها دلایلی برای تیم‌ها و کارشناسانی است که بتوانند همه‌روزه در نزدیکی منارها حضور داشته و بر کار ‌نظارت کنند. من با شما موافقم که این لحظات بسیار حساس و مهمی است، چرا که این بخشی از میراث فرهنگی جهانی است. آنان برنامه‌هایی برای تحکیم‌سازی آن دارند، اما دشواری‌هایی نیز برای اجرای این برنامه‌ها موجود است.

 



-    در سال ۲۰۱۳ غزنی پایتخت فرهنگی جهان اسلام بود. از نظر شما آیا اقدامات دولت افغانستان برای احیا و محافظت از آثار باستانی غزنی کافی بود؟ چگونه؟

 

-    دکتر لورا: با مسئلۀ غزنی بسیار خوب آشنایم، چندین‌بار به غزنی رفته‌ام. من خودم شخصاً چندین ساعت و حتا روزها با قدم‌زدن در این بناهای تاریخی و با ساعت‌ها نگاه‌کردن، آن‌ها را ارزشیابی کرده‌ام. شما درست می‌گویید، تاریخ غزنی مشخصاً برای افغانستان و همۀ منطقه با‌اهمیت است. امپراتوری غزنویان باری از دریای خزر تا هند گسترده بود؛ بنابراین، اگر بگوییم که کار به اندازۀ کافی برای حفاظت و بازسازی این بناها برای بزرگداشت از سال ۲۰۱۳ توسط دولت انجام شد، پاسخ منفی است. نه! به اعتقاد من کار درستی صورت نگرفت. تلاش‌هایی صورت گرفت، قطعاً تلاش‌هایی وجود داشت، اما با آنچه باید انجام می‌شد، خیلی فاصله وجود دارد. اما این‌ چیزی است که گذشته است، من شنیده‌ام که بامیان سال آینده، پایتخت سازمان سارک، کشورهای جنوب آسیا خواهد بود، شما هم حتماً شنیده‌اید. حالا ما روی بامیان تمرکز کرده‌ایم و فرصت دیگری در اختیار دولت افغانستان قرار گرفته است تا افتخار خود را به میراث فرهنگی‌اش نشان دهد.

-    بلی همان‌گونه که شما نیز اشاره کردید، و در واقع پرسش بعدی من نیز بود، این‌که ولایت بامیان به عنوان پایتخت فرهنگی سازمان سارک در سال ۲۰۱۵ انتخاب شده، با توجه به جاذبه‌های گردشگری که بخشی بزرگ آن مربوط به آبدات تاریخی است و نیاز به بازسازی یا دست‌کم توجه ویژه دارد، اگر درخواستی از سوی دولت افغانستان مطرح شود، ایالات متحده در زمینۀ بازسازی این مکان‌ها آمادگی دارد و به چنین درخواستی پاسخ مثبت خواهد داد؟

دکتر لورا: بلی، اگر دولت افغانستان چنین درخواستی را مشخصاً برای همکاری ایالات متحده در بامیان مطرح کند، شخصاً خودم نمی‌دانم، پاسخ چه خواهد بود، هرچند هم‌چنین تصدیق این مسئله مهم است که دیگر کشورها بسیار فعالانه، به دولت افغانستان ‌در ولایت بامیان کمک می‌کنند که می‌توان از آلمانی‌ها، جاپانی‌ها و کوریایی‌ها نام برد. بنابراین، به احتمال بسیار زیاد، با توجه به کار و تمرکز‌ این کشورها و به لحاظ سنت تاریخی جاپانی‌ها، آلمان‌ها و کوریایی‌ها در وادی بامیان، دولت افغانستان از این کشورها درخواست کمک خواهد کرد. اگر آنان از سفارت ایالات متحده درخواست همکاری کنند، فکر می‌کنم پاسخ مثبت خواهد بود. اما این تصمیم در بخشی که من مسئولیت دارم، گرفته نمی‌شود.

-    گزارش‌هایی وجود دارد که فعالیت‌های کندنکاری در معدن مس عینک در ولایت لوگر، ساحۀ تاریخی دوران بودایی‌ها در این منطقه را با خطر نابودی و انهدام مواجه کرده است، از آنجا که فعالیت شما به‌نحوی با این مسئله ارتباط دارد، آیا کاری برای رفع این خطر انجام داده‌اید؟

-    دکتر لورا: مطمئن باشیم که کندن‌کاری‌های غیرقانونی در سراسر افغانستان وجود دارد، اما بنابر آگاهی‌‌ای که من دارم، چنین کاوش‌های غیرقانونی در مس عینک اتفاق نمی‌افتد. به این دلیل که این ساحه ۱۵:۲۲ است، شما حتماً محل را از نزدیک مشاهده کرده‌اید، این محل حالا ‌توسط نیروهای امنیتی افغانستان در اطراف آن محافظت می‌شود که کندن‌کاری غیرقانونی را غیرممکن نمی‌سازد، اما خیلی دشوار کرده است. حالا چینی‌ها نیز در آنجا حضور دارند؛ تیمی از کارشناسان باستان‌شناس افغان و بین‌المللی وجود دارند که همه‌روزه مصروف کارند. من هم گزارش‌هایی از حفاری‌های غیرقانونی را در مس‌ عینک شنیده‌ام، اما نمی‌دانم که واقعیت دارد یا خیر. اما تمرکز بر کاوش‌های غیرقانونی در سایر مناطق افغانستان باشد که مطمئناً انجام می‌شود. حقیقتاً دشواری‌هایی در مس‌ عینک وجود دارد، اما کارهای بسیار خوبی برای محافظت آبدات تاریخی در آنجا در حال وقوع است. بنابراین، فکر می‌کنم، ‌افغان‌ها از طرُق مختلف می‌توانند به کارهایی‌که در این‌مورد باستان‌شناسان افغان در آنجا روی دست دارند، افتخار کنند. شما می‌توانید نتایج این حفاری‌ها را در موزیم ملی مشاهده کنید. نمایشگاهی برگزار شده که به مس عینک اختصاص دارد که با پشتیبانی و کمک سفارت ایالات متحده صورت گرفته است؛ قطعات بسیار نفیس، مرغوب و منحصر‌به‌فردی که به‌صورت شایسته از خطر نابودی در مس‌ عینک نجات داده شده و شما شخصاً می‌توانید آن را در موزیم ملی ببینید. بنابراین، این واقعیت است که مس ‌عینک از دشواری‌هایی نمایندگی می‌کند که آثار باستانی در سراسر افغانستان در توازن میان کاوش‌ و حفاری معادن و حفظ میراث فرهنگی با آن مواجه است، اما اگر نگرانی بسیار جدی‌ای را بتوان دربارۀ کندن‌کاری‌های غیرقانونی مطرح کنیم، باید بگویم که به مکان‌ها و حوزه‌های دیگر نگاه کنیم.

 

-    یکی از دغدغه‌ها و نگرانی‌هایی که در زمینۀ حفظ آثار تاریخی وجود دارد، شرایط و فضایی است که این آثار در آنجا حفظ می‌شود و هم‌چنین نداشتن مهارت لازم برای کسانی‌که از این آثار نگهداری می‌کنند، در زمینۀ آموزش و احیاناً فراهم‌سازی مکان‌های مناسب و معیاری هم کارهایی از جانب شما صورت گرفته، یا برنامه‌هایی در آینده دارید؟

 

دکتر لورا: چندین سال می‌شود که ایالات متحده با دانشکدۀ آثار باستانی دانشگاه کابل کار می‌کند تا دانش آنان برای آموزش دانشجویان جوان را ارتقا داده و تقویت کند؛ بنابراین، این کار برای رشد باستان‌شناسان جوان افغان اهمیت دارد که به نوعی التزام تخصصی در این‌زمینه است. از چندین سال پیش تاکنون ما با موزیم ملی افغانستان برای تقویت امنیت، ظرفیت کارمندان و مدیریت کلکسیون در موزیم ملی جهت محافظت درازمدت، حراست و حفاظت موزیم از نزدیک کار می‌کنیم. هم‌چنین برنامه‌ای وجود دارد تا موزیم ملی جدید ساخته شود و شما می‌دانید که این کارها وقت‌گیر است، اما ما همواره از نزدیک با کارمندان موزیم ملی و حکومت افغانستان کار می‌کنیم تا این برنامه‌ها را برای موزیم ملی جدید ابداع کنیم و این آرزو و رؤیای من برای افغانستان است و امیدوارم که این رؤیای افغان‌ها نیز باشد تا ظرف چند سال آینده، روزی موزیم ملی جدید امن‌تر و قشنگ‌تر داشته باشیم که به عنوان موقعیت و جایی باشد که مایۀ سربلندی و مباهات افغان‌ها برای میزبانی گردشگران و بازدیدکنندگان باشد. ما فعالانه در این‌باره کار می‌کنیم.

عباس کاموند: سوال‌تان بسیار جالب بود و بسیار خرسندم که خانم لورا بسیار چیزهای جالبی را به اشتراک گذاشت. یکی از مسایل عمده‌ای که برای سفارت و دولت آمریکا مطرح است، این است که افغانستان باید ظرفیت افغانی را در تمام بخش‌ها به دست آورد. افغانستان تنها می‌تواند در همۀ بخش‌ها با ظرفیت خود افغان‌ها پیشرفت داشته باشد و کارها را به انجام برساند. عین مسئله در مورد آثار و آبدات تاریخی و مسایل باستان‌شناسی نیز صادق است. بنابراین، همکاری‌های ما با دانشگاه کابل، به‌ویژه در بخش باستان‌شناسی، تا حدودی پیشرفت‌های خوبی داشته است. چیزی را که می‌خواهم در مورد موزیم با شما و خوانندگان‌تان در میان بگذارم، این است که یکی از چیزهای بسیار مهم افغانستان، گنجینۀ باختر است که همین‌حالا هم در جهان سرگردان و در هجرت است. گنجینۀ باختر گاهی در آمریکا، اروپا و گاهی در استرالیا و کانادا و دیگر مناطق جهان است. مسافربودن گنجینۀ باختر به عنوان یکی از آثار فرهنگی بسیار نایاب بشری‌، به یک مفهوم اهمیت آن است. این گنجینه دارای اهمیت تاریخی جهانی است که اگر در هر‌جای جهان باشد، اهمیت خود را دارد؛ ولی واقعیت دردناک این است که این گنجینۀ بزرگ مربوط به افغانستان، در داخل کشور مکان مناسبی ندارد و طرحی را که خانم لورا دربارۀ موزیم جدید مطرح کرد، در‌واقع آبادکردن خانۀ نو که هم محفوظ و مصئون و قابل دسترسی برای بازدیدکنندگان باشد، برای این گنجینه است. بنابراین، همکای‌های ما با دولت و مردم افغانستان، به‌ویژه کارشناسان آثار باستانی، فرهنگی و تاریخی تا حد توان ماست. آنچه در توان سفارت ایالات متحده، مردم و دولت ایالات متحده باشد، ما همکار‌یم. شراکت ما در این‌مورد دوامدار خواهد بود و شکوفا خواهد شد.

-    به عنوان پرسش آخر، بنابر تحقیقاتی که خانم نانسی دوپری انجام داده، نقاشی‌های دیواری در مغاره‌های بامیان با خطرات طبیعی مواجه است و نیازمند توجه عاجل است. آیا ایالات متحده برای محافظت از این نقاشی‌ها اقداماتی روی دست دارد؟

 

-    لورا: بلی! نانسی دوپری گنجینۀ افغانستان است و او به گنجینۀ این کشور افتخار می‌کند. مشخصاً دربارۀ نقاشی‌های دیواری در بامیان، در حال حاضر ایالات متحده در ولایت بامیان درگیر نیست؛‌ همان‌گونه که در این‌باره بحث کردیم. می‌دانم که فرانسوی‌ها، آلمان‌ها، جاپانی‌ها و کوریایی‌ها برای محافظت آثار همۀ وادی بامیان فعالانه کار می‌کنند، اما در حال‌حاضر اگر برنامه‌ای مشخصی دربارۀ نقاشی‌ها وجود داشته باشد، من از آن آگاه نیستم. با این‌حال نقاشی‌های دیواری تنها جزء کوچکی از مجموعۀ میراث تاریخی موجود در دره و وادی بامیان است. با شما موافقم که اگر این نقاشی‌ها یک‌بار از بین رفت، دوباره پس‌آوردنی و قابل احیاء نیست، اما توجهات متعددی برای رسیدگی به درۀ بامیان وجود دارد. از آنجا که نانسی دوپری دربارۀ آنچه در بامیان در حال وقوع است می‌‌داند، این احتمالاً پرسشی مربوط به او است.

 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

هزاره‌ها؛ بازماندگان امپراتوری کوشانی

شمال گرانیگاه جنگ

کشتار هزاره‌ها در قرن بیستم