چرا روس‌ها از حفیظ‌الله امین روگرداندند؟

حفیظ‌الله امین، سیاست‌مدار چپ‌گرایی‌که پله‌های ترقی را در حزب دموکراتیک خلق خیلی زود پیمود؛ آن‌گونه که سلطان‌علی کشتمند گفته است، بدون طی مراحل حزبی، به علت تباری به یک‌بارگی به عضویت کمیته مرکزی رسید. او که عضو قبیله غلزایی از قوم پشتون بود، در اول اگست 1929 در پغمان کابل به دنیا آمد و در 27 دسامبر 1979، به وسیله نیروهای شوروی سابق اول مسموم و سپس کشته شد.

البته آنچه به لحاظ اجتماعی و تاریخی اهمیت دارد، کارنامه او پس از کودتای خونین ثور 1357خورشیدی، به ویژه دوران صد و چهار روزه‌ای است که پس از کشتن تره‌کی، یکه‌تاز میدان شد. او پس از فراغت از رشته ریاضی و فیزیک در دانشگاه کابل، برای ادامه تحصیل به امریکا رفته و پس از بازگشت به کابل، در مرکز تربیه معلم و لیسه ابن سینای بلخی به تدریس معلمان پرداخته است. او در این هنگام دارای افکار تندروانه مارکسیستی بود که ضمن تربیه آموزگاران، با تبلیغ ایدئولوژی لینینسم_مارکیسیسم، به شست‌وشوی مغزی آینده‌سازان می‌پرداخت؛ کسانی‌که در سال‌های بعدی از کادرهای اصلی حزب دموکراتیک خلق شدند. چنانچه محمد صدیق فرهنگ در کتاب «افغانستان در پنج قرن اخیر» مدعی شده که حفیظ‌الله امین در لیسه ابن سینا تعدادی از جوانان را جذب و کلاس غیررسمی شبانه بر گزار کرد که در آن نظریات سیاسی خود را برمبنای عقیده برتری‌خواهی قومی» تدریس می‌کرد.

به علت نقش پررنگ‌ در سازمان‌دهی کودتای ثور، در سال‌های زمامداری تره‌کی از او به عنوان معلم انقلاب تبلیغ می‌شد. آن‌گونه که در دانشنامه بریتانیکا آمده، او نقش اساسی را در تصفیه کادرهای جناح پرچم در دوران حکومت تره‌کی داشت. همانگونه که در سلسله‌مراتب حزبی، خیلی سریع به مراحل بالایی دست یافت، پس از گذشت تنها چند ماه، سمت نخست‌وزیری را در دولت تره‌کی عهده‌دار شد.

تندروی‌ها در اجرای اصلاحات مورد نظر حزب دموکراتیک خلق پس از کودتای 7ثور، موجی رو به گسترش مخالفت‌ها در سراسر کشور را دامن زد. بنابر اسناد دوران شوروی سابق، نورمحمد تره‌کی و حفیظ‌الله امین، بارها برای سرکوب مخالفان حکومت‌شان، خواستار فرستادن نیروی نظامی مسکو شده بودند، اما رهبران حزب کمونیست شوروی، در برابر این خواست‌ها مقاومت نشان داده و تنها به فرستادن مشاور و تجهیزات نظامی بسنده کردند. به علت روش‌های سرکوب‌گرانه، فرار سربازان از ارتش نیز رو به فزونی یافته بود که مایه نگرانی رهبران حکومت کودتایی را برانگیخته بود.

در برنامه قبلی نیز گفتیم که حفیظ‌الله امین، مسئولیت بخش نظامی حزب دموکراتیک خلق را در داخل ارتش برعهده داشت و در دوران جمهوری داوودخان، صدها جوان پشتون روستایی هم‌سو با اندیشه‌های حزبی و قومی خود را در صفوف اردو جاسازی کرده بود.

حفیظ‌الله امین که فرمانده دلیر انقلاب ثور خوانده می‌شد، در کابینه تره‌کی به معاونت نخست‌وزیری و وزارت خارجه رسید. در ماه‌های اول پس از کودتا، او از نور محمد تره‌کی ستایش می‌کرد، اما مناسبات آنان، برخلاف دوران پیش از قدرت، خیلی دیر نپایید و به سردی گرایید. تندروهایی امین در تصفیه جناح پرچم، نارضایتی‌هایی را در میان رهبران شوروی حامی حکومت تره‌کی به وجود آورد و خواستار محدودکردن قدرت او از طرف نورمحمد تره‌کی شده بودند. اما این امین بود که زمام کارها را به دست گرفت و پیشتر از استادش اقدام کرد.

این‌که چگونه او رهبرش را به قتل رساند و خودش همه‌کاره شد، در برنامه گذشته مرور کردیم، در این برنامه، بیشتر روی حکومت صدروزه امین تمرکز می‌کنیم. حفیظ‌الله امین، پس از کشتن تره‌کی در کنار دبیرکلی حزب و ریاست شورای انقلابی، مقام نخست وزیری را نیز به خود اختصاص داد و بیش از سه‌ماه یکه تاز میدان بود و حکومت‌داری وحشت و ترور را در سراسر کشور اجرا کرد. در نخستین گام، او فهرست 12هزار نفری از اعدام‌شده‌ها را اعلام و ادعا کرد که این افراد به دستور تره‌کی سر به‌نیست شده‌اند، هرچند اتفاق‌نظر بر این است که کشتارها کار خود او بوده است.

در کنار اعدام‌شدگان، هزاران تن دیگر در زندان ها بودند و شمار آنان رو به افزایش. موج مهاجرت نیز هر روز بیشتر می‌شد. با این‌حال برخلاف تبلیغات ایدئولوژیک، از اجرای برنامه‌ها و فرمان‌های صادرشده، حتا با شیوه‌های گذشته خبری نبود، در کنار آن جنگ و خونریزی و ابقای قدرت در دستور کار بود. با گذشت زمان بر شدت مقاومت مردمی افزوده می‌شد و حفیظ‌الله امین، ناچار راه‌های ارتباط با امریکا و پاکستان را باز کرد. او در نامه‌ای به جنرال ضیاءالحق، دیکتاتور نظامی پاکستان، بهبود مناسبات دو کشور را پیشنهاد کرد. پاکستان در آن زمان به پایگاه مهم مخالفان ضدحکومتی تبدیل شده بود و هسته‌های اولیه جهاد در حال شکل‌گیری.

با افزایش شورش‌ها و مخالفت ها، چشم‌انداز سقوط امین از افق پدیدار شده بود، اما او در گردابی‌که خود ایجاد کرده بود، دست و پا می‌زد تا از آن رهایی یابد. در کنار اینها، او وابستگانش را نیز در سمت‌های مهم دولتی گماشته بود؛ عبدالله امین، برادرش رییس حوزه شمال و اسدالله امین‌زاده، برادرزاده‌اش رییس اداره استخبارات دولتی تعیین شده بودند. او در عین‌حال با کشتن تره‌کی، اطمینان شوروی را نیز از دست داده بود، و تلاش‌های سازمان اطلاعاتی شوروی و سران حزبی و نظامی در مسکو برای از میان برداشتن امین یکی از ویژگی‌های دیگر حکومت صد روزه او است. به رغم اینها، امین هم‌چنان برای جلب کمک شوروی، تقلا می‌کرد. او حتا به حدی از اوضاع ناامید شده بود که روزی با سفیر کوبا در کابل درد دل کرده بود، اما اسناد افشاشده بیانگر آن است که سفیر گزارش دیدارش با حفیظ‌الله امین درمانده را به مسکو داده بود. رهبران شوروی در روزهای آخر حکومت امین به این نتیجه رسیده بودند که با ادامه حضور امین در قدرت، مهار خیزش مردم دشوارتر می‌شود و تصمیم گرفتند نیروی جنگی به افغانستان بفرستند.

در 12 دسامبر 1979، اعضای کمیته سیاسی حزب کمونیست در مسکو گردهم آمدند تا تصمیم چند روز پیش در مورد فرستادن «قطعات محدود» نیروهای شوروی به افغانستان را رسماً تأیید کنند. پنهان‌کاری در حدی بود که یک‌نسخه دست‌نویسی از این تصمیم برای امضای اعضا دست به دست می‌شد و حتا از دادن آن به تایپیست خودداری شده بود. در این دستورنامه از افغانستان نام برده نشده بود و با نام رمز، از سه‌تن خواسته شده بود تا از اجرای آن نظارت کنند. این سند در دوران حکومت بوریس یلتسین، رییس‌جمهور روسیه در سال 1992 از بایگانی خارج و برای محاکمه رهبران حزب کمونیست از آن کار گرفته شد.

رهبران مسکو، نگران تمایل حفیظ‌الله امین به غرب، رفتار بی‌رحمانه با مخالفانش در داخل حزب دموکراتیک خلق و حکومت و احتمال موجودیت برنامه بزرگ ایالات متحده در خاورمیانه تا رسیدن به مرزهای اتحاد جماهیر شوروی بوده‌اند. البته کاخ کرملین پس از پافشاری یوری آندروپوف، رییس سازمان اطلاعات شوروی به طرح مداخله محدود با اکراه رأی داد. بر اساس این طرح، نیروهای شوروی پس از رساندن ببرک کارمل، رقیب حفیظ‌الله امین به قدرت، در چند ماه به گسترش پایه‌های حکومت او کمک و سپس افغانستان را ترک کنند.

سرانجام طرح کودتا علیه امین به وسیله نیروهای ویژه سازمان اطلاعاتی شوروی اجرایی شد. در گام اول، حفیظ‌الله امین با اعضای کابینه‌اش در یک‌مهمانی در کاخ تاج‌بیک به وسیله آشپز روسی مسموم شدند. سپس دو داکتر روسی بی‌خبر از طرح کاگ‌بی، ظرف چهار ساعت تلاش، امین را سرپا کردند، اما با تاریک‌شدن هوا، نیروهای شوروی به کاخ هجوم برده و امین و برخی اعضای خانواده‌اش را به رگبار بستند. نیروهای شوروی، برخی ادارات دولتی را نیز تسخیر کرده بودند. در حالی‌که پیشتر از رادیو اعلام شده بود که امین بیانیه مهم خواهد داد، اما در جریان روز، برنامه‌های عادی رادیو قطع شد و شب‌هنگام بیانیه از پیش ضبط‌شده ببرک کارمل، پخش شد که سقوط مرگبار و واژگون‌شدن رژیم فاشیستی امین، این جاسوس سفاک امپریالیسم و دیکتاتور جبار و عوام فریب" را به مردم افغانستان تبریک گفت.

در جریان درگیری‌ها در قصر تاج‌بیک، حدود صد‌نفر کشته شدند و بیش از هزارنفر تسلیم. یکی از تسلیم‌شدگان، فقیرمحمد فقیر، وزیر داخله امین بود. اسناد شوروی نشان می‌دهد که حدود 100سرباز شوروی نیز در این عملیات کشته شدند. پس از پایان عملیات در کاخ تاج‌بیک، نظامیان شوروی، اجساد امین و اعضای خانواده او را در درون قالین‌هایی پیچیده و در پشت کاخ دفن کردند، بدون هیچ نشانه‌گذاری. اعضای زنده خانواده امین، از جمله همسرش به زندان پلچرخی منتقل شدند؛ جایی‌که هزاران نفر را امین در آنجا زندانی کرده بود.

شورای انقلابی در راس حکومت قرار گرفت که ریاست آن را ببرک کارمل در دست داشت. اسدالله سروری، سلطان‌علی کشتمند، نور احمد نور، صالح‌محمد زیری، دستگیر پنجشیری، محمداسلم وطنجار، جنرال عبدالقادر، دگرمن گل آقا و داکتر آناهیتا راتب‌زاد اعضای این شورای انقلابی معرفی شدند که اکثر آنان از اعضای جناح پرچم بودند. به این ترتیب حکومت ظالمانه صدروزه امین پایان یافت، اما رنج و درد مردم با گذشت هر روز بیشتر شد. تا برنامه بعدی بدرود

 لینک ویدیویی این نوشتار در یوتیوب:

https://www.youtube.com/watch?v=939Eb_9p6xw

 


https://nsarchive2.gwu.edu/NSAEBB/NSAEBB409/


حکومت صد روزۀ حفیظ الله امین DW ۱۳۹۱/۳/۱

نورمحمد تره‌کی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد (wikipedia.org)

Hafizullah Amin | president of Afghanistan | Britannica

زندگینامه حفیظ الله امین، از تولد تا مرگ - BBC News فارسی

https://nsarchive2.gwu.edu/rus/Afganistan.html

The Carter-Brezhnev Project (gwu.edu)

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

هزاره‌ها؛ بازماندگان امپراتوری کوشانی

شمال گرانیگاه جنگ

کشتار هزاره‌ها در قرن بیستم