فاجعۀ جلریز؛ از روایت تا مشاهده

می‌گفتند که تنها چند ده‌کیلومتر از کابل فاصله دارد، ادعا می‌شد که پاسگاه‌های نیروهای امنیتی منسوب به دیگر اقوام در فاصلۀ نزدیک به پاسگاه‌های هدف قرار گرفته، واقع است. ادعا شد که مسئولان ارشد امنیتی تخلف کرده و به داد نیروهایی نرسیده که در میان آتش گیر مانده‌اند و چندین روایت و ادعای دیگر. برخی از نجات‌یافتگان فاجعه نیز که سرنوشت‌شان زنده‌ماندن بود، وقوع فاجعه را روایت کردند. اینها چیزهایی بودند که دربارۀ فاجعۀ یک‌ماه پیش در جلریز در مسیر کابل‌ـ‌بامیان مطرح و بیان شد.
ولی فرصتی دست داد تا از همین مسیر به بامیان بروم؛ مسیری‌که محل وقوع فاجعه در آن قرار داشت/دارد. مسافت‌کم از پایگاه‌های اصلی در میدان وردک کمتر از ده‌کیلومتر دورتر واقع است؛ ساحه‌ای که هدف قرار گرفته نیز زیر پوشش خدمات تلفنی است؛ پاسگاه‌هایی‌که سالم مانده، تنها چند ده‌متر از پاسگاه‌های ویران‌شده/نابودشده دورتر واقع شده است. آثار ویرانی، دهشت، نارواداری، بی‌رحمی در پاسگاه‌ها/پوسته‌ها هر بینندۀ صاحب احساس را خرد می‌کند؛ ویران می‌کند. این‌که بر نیروهای اربکی/حافظ امنیت چه‌رفته را می‌توان وقتی تصور کرد که آثار برخورد هاوان/راکت را بر کانتینرهای داخل پوسته/پاسگاه مشاهده کرد که جز آهن‌پارۀ سوخته چیزی از آن باقی نمانده است.

مجید قرار سخنگوی قبلی وزارت زراعت/کارمند کنونی در ارگ قربانیان را «جنایت‌ پیشگان» توصیف کرده و فاجعه را نمونه‌ای از «بیداری مردمی.» او هم‌چنین ادعا کرده که قربانیان در آدم‌ربایی و تجاوز جنسی دست داشته‌اند و «آنچه بر سرشان آمده» کم است و «جزای ذلیلانه‌» تر از آن را باید تحمل می‌کردند. او هم‌چنین ادعا کرده است که «مردم جلریز» عامل فاجعه اند، ولی افسوس این است که «به نام طالب» این کار را انجام داده‌اند.

وقتی در این مسیر گام می‌گذاری بر درستی ادعای مجید قرار واقف می‌شوی؛ این ادعا که عامل فاجعه مردم محل بوده‌اند. پاسگاه‌هایی‌که در آتش هاوان و راکت سوخته در میان خانه‌های مردم و در قلب روستا واقع است. مجید قرار کاملاً برحق است که بگوید، کشتار بی‌رحمانه و آنچه اشرف غنی آن را «جنایت جنگی» توصیف کرد، توسط مردم جلریز/محل صورت گرفته است. بخش دیگر ادعای او باید از این‌جهت جای تأمل دارد که تاکنون هیچ ادعا/شکایتی از سوی مردم محل دربارۀ آدم‌ربایی و تجاوز جنسی مطرح نشده است. چگونه است که وقوع احتمالی چنین «جنایتی» به تعبیر قرار است از دید رسانه‌ها پنهان مانده، در حالی‌که در دورترین مناطق کشور وقتی سری بریده می‌شود، تجاوزی صورت می‌گیرد، در ساعات اولیه در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها بازتاب می‌یابد.

حالا که کم‌کاری و سهل‌انگاری مسئولان امنیتی در وقوع فاجعه تثبیت شده، باید ادعاهای مجید قرار نیز مورد بازپرسی و تحقیق قرار گیرد. ادعاهای تجاوز جنسی و آدم‌ربایی، اتهام کمی نیست. قوانین و نهادهای مسئول برای پیگیری چنین مواردی وجود دارد و اتهام‌بستن بی‌اساس نیز جزای خود را. بنابرین با گذشت زمان باید زوایای پنهان این فاجعه و اتهام‌هایی ناروا که بر قربانیان رفته، باید بی‌پاسخ نماند.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

هزاره‌ها؛ بازماندگان امپراتوری کوشانی

شمال گرانیگاه جنگ

کشتار هزاره‌ها در قرن بیستم