اجرای برنامه بر اساس آمار واهی

ادارۀ کمک‌های توسعۀ بین‌المللی ایالات متحده روز گذشته برنامۀ «آموزشی در سطح محلی» را معرفی کرد که با همکاری صندوق سازمان ملل متحد برای کودکان و وزارت معارف اجرا می‌شود. هدف این‌برنامه آن‌گونه که اعلام شده، دسترسی‌یافتن حدود 120 هزار کودک و نوجوان به آموزش‌های ابتدایی است که به دلایل متعدد نتوانسته‌اند، آموزش ببینند. مجموع هزینه‌ای که صرف اجرای این برنامه ظرف 5 سال آینده خواهد شد، بالغ بر 75 میلیون دالر می‌شود. مایکل مک‌کنلی، سفیر ایالات متحده در کابل ضمن اهمیت این‌برنامه گفت که ریشۀ همۀ نابسامانی‌ها در بی‌سوادی است و آموزش نقش حیاتی را در با‌ثبات‌سازی افغانستان و ایجاد آیندۀ روشن برای نسل‌جدید این‌کشور دارد. آماری را که صندوق سازمان ملل متحد برای کودکان ارائه داده، هم‌اکنون حدود 3.5 میلیون کودک از حق دسترسی به آموزش محرومند. نکتۀ با اهمیت دیگری که قرار است با اجرای این‌برنامه به آن دست یافت، باسوادشدن و دسترسی 65درصد دختران از مجموع 120 هزار کودک و نوجوان است. هرچند این‌برنامه در چارچوب آموزش غیررسمی اجرا می‌شود، ولی نصاب آموزشی وزارت معارف و دیگر مقررات آموزشی دولت در اجرای آن درنظر گرفته می‌شود. محلاتی‌که برای اجرای این‌برنامه درنظر گرفته شده، مدرسه‌ها، مکان‌های عمومی، نظیر تالارها و سایر مکان‌ها نام برده شده است. برای بررسی و موفقیت این برنامه، ذکر چند نکته مهم است.
یکم: به‌رغم نابسامانی‌ها و کمبودی‌های محسوسی‌که در نظام آموزشی، همانند نبود مکتب، نصاب آموزشی معیاری و به‌روز و نظام آموزشی فرسوده وجود دارد، هنوزهم میلیون‌ها کودک به آموزش دسترسی ندارند که از جمله عوامل آن می‌تواند به نبود مکتب، ناامنی، دوربودن فاصله، نبود معلم زن، کمبود و فقدان مواد و نیازمندی‌های آموزشی اشاره کرد. این در حالی است که بنابر گزارش بازرس ویژه ایالات متحده برای بازسازی افغانستان افشا شد که طی سال‌های گذشته صدها میلیون دالر صرف مکتب‌ها و معلمان خیالی شده است. در این‌گزارش آمده بود که حدود 700 میلیون دالر از کمک‌های جامعۀ جهانی در بخش توسعۀ معارف، ساخت مکاتب، آموزش و استخدام معلمان مسلکی، صرف شده که در عالم واقع اصلاً وجود ندارد. محرومیت از آموزش پدیده‌ای نیست که مختص به افغانستان باشد، ولی سایر کشورها میکانیسم و ساختاری را ایجاد کرده که به صورت نظام‌‌مند و به‌دور از فساد توسط مقام‌ها و نهادهای دولتی، برنامه‌هایی را برای دسترسی عموم به آموزش، اجرا می‌کنند. ادارۀ کمک‌های توسعۀ بین‌المللی ایالات متحده به نمایندگی از حکومت و مردم این‌کشور در حالی میلیون‌ها دالر دیگر را در دسترس وزارتی قرار می‌دهد که به استناد نهاد معتبر بازرسی، یکی از فاسدترین نهادهای حکومت افغانستان بوده/است. هرچند مسئولان این‌نهاد و تمویل‌کنندۀ آن بر نبود شاهدی که این مدعا را تأیید کند، تأکید می‌ورزند.
اشرف غنی در شروع زمامداری‌اش، سنگ مبارزه با فساد را بر سینه زد، ولی به نظر می‌رسد که حرف‌هایش همانند دوران انتخابات، شعاری بیش نبوده است، اگر غیر این‌است چرا حکومت وحدت ملی فساد گسترده در وزارت معارف را با سکوت همراهی کرد. مقام‌های کنونی وزارت مدعی‌اند که پس از انتشار گزارش سیگار، تحقیقاتی را دربارۀ صحت و سقم آن به راه انداختند، ما نشانه‌ای دال بر درست‌بودن گزارش نیافتند. به نظر می‌رسد یا سیگار حرف واهی می‌زند، یا فساد دارای در زنجیرۀ پیچیده در سطوح مختلف وزارت معارف قرار دارد که به دلیل شریک‌بودن در آن، از موجودیت آن چشم‌پوشی می‌شود.
دوم؛ نکتۀ دیگری‌که در این‌زمینه اهمیت دارد، این است که ایالات متحده، کمک جدیدش را بر بنیاد آمار و ارقام در اختیار وزارت معارف قرار می‌دهد. ولی آنچه که در افغانستان وجود ندارد، آمار است. همۀ امور در این‌کشور بر بنیاد تخمین و برآورد پیش می‌رود. هیچ مبنایی وجود ندارد که بر اساس آن آماری تعیین و ارائه شود. بنیاد همۀ کارهای توسعه‌ای در هر کشور و مکانی، آمار قابل متکایی است که برای اجرای برنامه‌ای باید به آن رجوع شود. اداره‌ای در افغانستان وجود دارد، به نام ادارۀ احصائیه مرکزی که کارش با ارقام و آمار است، ولی این ادارۀ همۀ حساب و کتابش بر بنیاد برآورد و تخمین است و این تخمین‌هایش کمتر مبنای علمی دارد که در جهان امروز رایج است. از کجا معلوم که رقم 120 هزار کودکی‌که از برنامۀ جدید قرار است مستفید شوند، آمار خیالی و موهوم نباشد، همانند آنچه در گزارش سیگار بازتاب یافته است. وجود آمار ضرورتی است که وزارت معارف با آن‌همه طول‌وعرضش باید طی 14 سال گذشته ایجاد می‌کرد. این وزارت یکی از نهادهایی است که بیشترین بودجه توسعه‌ای را به خود اختصاص داده است. واکنش به گزارش سیگار به فضای مجازی محدود شد و هیچ‌نهادی برای تحقیق و پیگیری آن اقدام جدی نکرد. اشرف غنی در شروع زمامداری‌اش، سنگ مبارزه با فساد را بر سینه زد، ولی به نظر می‌رسد که حرف‌هایش همانند دوران انتخابات، شعاری بیش نبوده است، اگر غیر این‌است چرا حکومت وحدت ملی فساد گسترده در وزارت معارف را با سکوت همراهی کرد. مقام‌های کنونی وزارت مدعی‌اند که پس از انتشار گزارش سیگار، تحقیقاتی را دربارۀ صحت و سقم آن به راه انداختند، ما نشانه‌ای دال بر درست‌بودن گزارش نیافتند. به نظر می‌رسد یا سیگار حرف واهی می‌زند، یا فساد دارای در زنجیرۀ پیچیده در سطوح مختلف وزارت معارف قرار دارد که به دلیل شریک‌بودن در آن، از موجودیت آن چشم‌پوشی می‌شود.
سوم؛ ادارۀ کمک‌های توسعۀ بین‌المللی ایالات متحده و صندوق سازمان ملل برای کودکان در پاسخ به نگرانی از گرفتارشدن برنامۀ جدید به سرنوشت پول‌های کمکی قبلی به مردم افغانستان از میکانیسمی سخن گفتند که زمینۀ حیف‌ومیل را به حداقل می‌رساند. گفته شده است که موجودیت مراکز آموزشی با کمک بخش‌های محلی وزارت معارف شناسایی و توسط نقشه، مکان‌یابی و واقعیت آن تثبیت می‌شود. از کجا معلوم که همان مسئولان محلی در مشارکت با مافیای فساد در سطوح بالاتر گزارش‌های واهی از مراکز موهومی و معلمان خیالی را به خورد تمویل‌کنندگان ندهند. چگونه می‌شود به وزارتی با چنین پیشینه‌ای بازهم اعتماد کرد؟ از کجا به این امیدواری رسیده‌اند که بازهم میلیون‌ها دالر صرف بازی‌های صوری و دست‌به‌دست‌شدن بودجه در ان‌جی‌او بازی و رسیدن آن به دست فاسدان و زورمندان محلی نشود؟ همان‌گونه که در 14 سال گذشته شده است. نصاب آموزشی و کتب درسی وزارت معارف که هم‌اکنون در دسترس دانش‌اموزان قرار دارد، مایۀ شرم‌ساری و خجالت برای هر کسی است که ذره‌ای از وجدان در وجودشان داشته باشد. در چنین وضعیتی امیدواری از دستیابی محرومان به آموزش و پیشرفت در این‌عرصه که اساس روشنی برای نسل‌ فردا و ضدیت با بنیادگرایی و تروریسم خوانده می‌شود، هم‌چنان کم‌رنگ و در هاله‌ای از یأس گم است.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

هزاره‌ها؛ بازماندگان امپراتوری کوشانی

شمال گرانیگاه جنگ

کشتار هزاره‌ها در قرن بیستم